|
|
|
|
|
نرسیده به درخت کوچه باغیست که از خواب خدا سبزتر است ودرآن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبیست میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می آرد پس به سمت گل تنهایی میپیچی دو قدم مانده به گل پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی کودکی میبینی رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه ی نور واز او میپرسی خانه ی دوست کجاست؟ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 23:48 توسط
|
|
||